در مدیریت مسائل اجتماعی، سالهاست از پیشگیری سخن میگوییم. پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، پیشگیری از معلولیت، پیشگیری از فروپاشی خانواده، پیشگیری از اعتیاد و دهها مسئله دیگر. بیتردید پیشگیری یکی از مهمترین ارکان سیاستگذاری اجتماعی است. اما در عصر حاضر، یک پرسش اساسیتر پیش روی ما قرار دارد: آیا پیشگیری، بدون پیشبینی میتواند پاسخگوی جامعهای باشد که با سرعت در حال تغییر است؟
به باور من، پاسخ روشن است؛ پیش از آنکه از یک مسئله پیشگیری کنیم، باید بتوانیم آن را پیشبینی کنیم. پیشبینی اجتماعی به معنای پیشگویی آینده نیست. هیچکس نمیتواند با قطعیت بگوید جامعه در سالهای آینده با چه مسائلی مواجه خواهد شد. آنچه از آن سخن میگوییم، توانایی دیدن نشانههای امروز برای فهم احتمالهای فرداست.
هر آسیب اجتماعی، پیش از آنکه به یک بحران آشکار تبدیل شود، معمولا نشانههایی دارد؛ تغییر در رفتارها، تغییر در الگوهای ارتباطی، تغییر در ساختار خانواده، تغییر در سبک زندگی، تغییر در وضعیت اقتصادی، تغییر در نگرش نسلها و حتی تغییر در نوع نیاز مردم به خدمات اجتماعی.
مسئله اینجاست که آیا ما این نشانهها را بهموقع میبینیم؟
جامعه، پیش از آنکه دچار بحران شود، به ما علامت میدهد. پیشبینی اجتماعی یعنی توانایی خواندن همین علامتها.
محله؛ جایی که آینده، زودتر دیده میشود
در این میان، محله فقط یک محدوده جغرافیایی نیست؛ محله، یکی از مهمترین نقاط مشاهده تغییرات اجتماعی است. بسیاری از تغییراتی که بعدها در سطح یک شهر یا استان به عنوان یک آسیب شناخته میشوند، ابتدا در مقیاس کوچکتر و در متن زندگی روزمره مردم خود را نشان میدهند؛ در یک خانواده، یک مدرسه، یک محله، یک گروه اجتماعی یا در نوع روابط میان مردم. به همین دلیل، محلهمحوری را نباید فقط شیوهای برای ارائه خدمات دانست، بلکه آن را بخشی از نظام رصد و آیندهنگری اجتماعی تلقی کرد. وقتی خدمات اجتماعی را به محله نزدیک میکنیم، فقط دسترسی مردم به خدمات را افزایش نمیدهیم؛ بلکه امکان شناخت دقیقتر واقعیتهای اجتماعی را نیز فراهم میکنیم.
در محله میتوان تغییرات را زودتر دید؛ میتوان فهمید خانوادهها با چه مسائلی مواجهاند، کودکان و نوجوانان چه دغدغههایی دارند، سالمندان چه نیازهایی پیدا کردهاند، افراد دارای معلولیت با چه موانعی روبهرو هستند، زنان سرپرست خانوار با چه فشارهایی مواجهاند و چه گروههایی در معرض آسیب قرار گرفتهاند.
این نگاه، یک تغییر مهم در مدیریت اجتماعی ایجاد میکند: از «خدمترسانی به مردم» به «شناخت دقیقتر زندگی مردم برای طراحی خدمت درست».
وقتی محله را به عنوان یک واحد اجتماعی جدی میگیریم، دادههای رسمی در کنار تجربه زیسته مردم قرار میگیرد و تصویری واقعیتر از جامعه شکل میگیرد.
پیشبینی از همینجا آغاز میشود
برای نمونه، وقتی الگوهای فرزندآوری تغییر میکند، نمیتوان آن را صرفا یک آمار جمعیتی دانست. این تغییر میتواند در سالهای آینده پیامدهایی برای ساختار خانواده، سالمندی جمعیت، نظام مراقبت و حمایت اجتماعی و حتی بازار کار داشته باشد.
وقتی الگوهای ارتباطی کودکان و نوجوانان تحت تاثیر فضای مجازی تغییر میکند، نباید تنها زمانی نگران شویم که یک آسیب آشکار شود. باید از امروز بپرسیم این تغییر سبک ارتباطی چه پیامدهایی برای مهارتهای اجتماعی، سلامت روان، روابط خانوادگی و هویت نسل آینده خواهد داشت.
وقتی خانوادهها با فشارهای اقتصادی، اجتماعی و روانی متفاوتی مواجه میشوند، نباید صرفا منتظر افزایش تعارضات خانوادگی یا آسیبهای ناشی از آن باشیم. باید نشانهها را زودتر ببینیم و احتمالهای آینده را بررسی کنیم و درست در همین نقطه است که محله میتواند به چشمانداز نزدیکتری از آینده اجتماعی تبدیل شود. زیرا میانگینهای استانی و شهری، گاهی تفاوتهای مهم میان محلهها را پنهان میکنند. ممکن است یک مسئله در یک منطقه بسیار زودتر از منطقهای دیگر ظهور کند یا یک گروه اجتماعی، پیامدهای یک تغییر را شدیدتر تجربه کند. بنابراین، آیندهنگری اجتماعی اگر قرار است دقیق باشد، باید علاوه بر نگاه کلان، محلی، مسئلهمحور و مبتنی بر واقعیتهای هر جامعه باشد.
پیشبینی، یک گام پیش از پیشگیری
پیشگیری میپرسد: چگونه از وقوع یا گسترش یک آسیب جلوگیری کنیم؟
اما پیشبینی یک گام عقبتر میایستد و میپرسد: چه چیزی ممکن است به آسیب تبدیل شود؟ چه نشانههایی از آن در جامعه دیده میشود؟ این روند اگر ادامه پیدا کند، به کجا خواهد رسید و چه گروههایی را بیشتر تحت تأثیر قرار خواهد داد؟
این تفاوت، ساده به نظر میرسد اما در سیاستگذاری اجتماعی بسیار مهم است. اگر آسیب را پس از شکلگیری شناسایی کنیم، بخش مهمی از فرصت مداخله را از دست دادهایم. اما اگر روند شکلگیری مسئله را پیش از تبدیل شدن به آسیب شناسایی کنیم، میتوانیم مداخلهای کمهزینهتر، دقیقتر و اثربخشتر داشته باشیم و در این حرکت، محله میتواند یکی از مهمترین نقاط اتکای ما باشد؛ جایی که رصد اجتماعی، مشارکت مردم و ارائه خدمات در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
از محله، برای شناخت آینده
برای تحقق این رویکرد، لازم است نظام رصد اجتماعی را جدیتر بگیریم. آمارهای رسمی، پژوهشهای دانشگاهی، گزارشهای کارشناسان، تجربه مراکز خدمات اجتماعی، دادههای میدانی، صدای خانوادهها، روایتهای مردم و حتی تغییرات کوچک در رفتارهای اجتماعی، هرکدام بخشی از یک پازل بزرگ هستند.
اما بخشی از این اطلاعات، دقیقا در همان جایی وجود دارد که مردم زندگی میکنند: در محله.
محله میتواند محل اتصال سه عنصر مهم باشد: داده، تجربه زیسته و اقدام اجتماعی. وقتی این سه در کنار هم قرار میگیرند، سیاستگذاری از حالت کلی و یکسان برای همه خارج میشود و به سمت مداخلات دقیقتر و متناسب با واقعیت هر منطقه حرکت میکند.
پیشبینی اجتماعی، هنر دیدن چیزی است که هنوز بهطور کامل اتفاق نیفتاده است. این نگاه البته به معنای تصمیمگیری بر اساس حدس و گمان نیست. برعکس، پیشبینی اجتماعی باید بر پایه داده، پژوهش، تحلیل روندها، تجربه کارشناسی و سناریونویسی انجام شود.
باید بتوانیم چند آینده محتمل را تصور کنیم، پیامدهای هرکدام را بسنجیم و برای آنها از امروز برنامه داشته باشیم.
به بیان دیگر، نباید فقط بپرسیم: چه اتفاقی افتاده است؟ باید بپرسیم: چه اتفاقی در حال شکلگیری است؟ و حتی فراتر از آن: اگر این روند ادامه پیدا کند، فردا با چه مسئلهای مواجه خواهیم شد؟
بهزیستی؛ از ارائه خدمت تا دیدهبانی اجتماعی
در چنین رویکردی، دستگاههای اجتماعی صرفا مجری برنامههای از پیش تعیینشده نیستند. بلکه به دیدهبانان اجتماعی جامعه تبدیل میشوند. نهادهایی که تغییرات را رصد میکنند، نشانهها را کنار هم میگذارند، احتمالها را تحلیل میکنند و پیش از آنکه یک مسئله به بحران تبدیل شود، برای آن راهحل طراحی میکنند.
بهزیستی، به دلیل ماهیت ماموریت خود و ارتباط مستقیم با خانوادهها، کودکان، افراد دارای معلولیت، سالمندان، زنان سرپرست خانوار، افراد در معرض آسیب و سایر گروههای هدف، در موقعیتی قرار دارد که میتواند بخش مهمی از این تغییرات را از نزدیک مشاهده کند. اما مشاهده بهتنهایی کافی نیست. مشاهده باید به رصد، رصد باید به تحلیل و تحلیل باید به اقدام تبدیل شود و اگر این زنجیره را به سطح محله ببریم، میتوانیم از ظرفیت مردم و کنشگران محلی نیز برای کاملتر کردن تصویر اجتماعی استفاده کنیم.
محلهمحوری در این معنا، یعنی به جای آنکه برای همه مناطق نسخهای یکسان بنویسیم، ابتدا ببینیم هر محله چه مسئلهای دارد، چه ظرفیتی دارد و به چه مداخلهای نیاز دارد.
این همان جایی است که آیندهنگری میتواند به تصمیمگیری محلی معنا بدهد.
آینده را نمیتوان پشت درهای بسته ساخت
در این مسیر، دانشگاهها، مراکز پژوهشی، سازمانهای مردمنهاد، رسانهها، کارشناسان اجتماعی و مهمتر از همه مردم، نقش مهمی دارند. هیچ نظام اجتماعی نمیتواند آینده را پشت درهای بسته پیشبینی کند. آینده اجتماعی در متن زندگی مردم شکل میگیرد و بنابراین، صدای مردم یکی از مهمترین منابع شناخت آینده است.
در استان مازندران نیز باید بیش از گذشته به تفاوتهای اجتماعی، جمعیتی و فرهنگی مناطق مختلف توجه کنیم. یک مسئله ممکن است در یک شهر، محله یا گروه اجتماعی، نشانههای متفاوتی داشته باشد. از همین رو، آیندهنگری اجتماعی در مازندران باید همزمان استانی و محلی، دادهمحور و مردممحور باشد. ما باید بتوانیم از کنار هم قرار دادن دادههای کلان و روایتهای محلی، تصویر دقیقتری از آینده بسازیم.
امروز اگر تنها برای مسائل موجود برنامهریزی کنیم، برای آینده آماده نخواهیم بود. ما باید همزمان با حل مسائل امروز، مسائل فردا را نیز در محلهها جستجو کنیم. شاید این یکی از مهمترین تغییراتی باشد که در نگاه ما به مدیریت اجتماعی باید اتفاق بیفتد؛ اینکه موفقیت یک دستگاه اجتماعی را فقط با تعداد خدمات ارائهشده یا تعداد آسیبهای کاهشیافته نسنجیم، بلکه یک معیار مهم دیگر را نیز در نظر بگیریم:
چقدر توانستهایم یک مسئله را پیش از تبدیل شدن به آسیب ببینیم؟
اگر بتوانیم روندها را زودتر تشخیص دهیم، نشانههای کوچک را جدی بگیریم، صدای مردم را بشنویم و از دل دادهها و تجربههای اجتماعی، تصویر محتملی از آینده بسازیم، آنگاه پیشگیری دیگر یک اقدام پس از شناسایی آسیب نخواهد بود؛ بلکه به یک فرآیند هوشمند، مستمر، محلهمحور و آیندهنگر تبدیل خواهد شد.
پیشبینی، جایگزین پیشگیری نیست؛ مقدمه و هوشمندساز پیشگیری است و شاید امروز لازم باشد در کنار این اصل که «پیشگیری بهتر از درمان است»، یک اصل مهمتر را نیز به ادبیات مدیریت اجتماعی اضافه کنیم: پیشبینی، مقدمه پیشگیری است و محله، یکی از مهمترین میدانهای دیدن آینده.
زیرا آینده، ناگهان از راه نمیرسد؛ آینده، از دل نشانههای امروز ساخته میشود و وظیفه ما این است که این نشانهها را ببینیم، آنها را در متن زندگی واقعی مردم و محلهها بفهمیم و برای فردا تصمیم بگیریم.












نظر شما